حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
1990
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
نزديكى نيل بود ، معسكر خود را بمسافت كمى از پلوز زد . بعد او خواست ترعهاى را پاك كند ، ولى در اين احوال رود نيل طغيان كرده كارهاى او را خراب كرد و بر اثر خشونت پرديكّاس و اين عدم بهرهمندى ، بعض سركردهها و رؤساء ، كه از او ناراضى بودند ، خدمت او را رها كرده نزد بطلميوس رفتند . در اين احوال پرديكّاس صاحبمنصبان خود را جمع و با وعدههاى زياد آنها را رو به خود كرد و بعد ، بىاينكه بگويد مقصد او كجا است ، حركت كرده با سرعت خود را به نزديكى محلّى موسوم به ديوار ( قلعه ) شتران در كنار نيل رسانيد . در طليعه آفتاب عبور از رود مزبور شروع شد : فيلها پيشاپيش لشكر حركت ميكردند ، بعد پياده نظام و كسانى كه حامل آلات قلعه گيرى بودند و در آخر سواره نظام زبده . هنوز اين لشكر نصف رود را نپيموده بود ، كه بطلميوس بكمك قلعه در رسيد و شجاعتهاى او باعث شد ، كه فيلها زخم برداشته و فاقد فيل بانانشان گرديده نتوانستند كارى كنند . در اينوقت كمكى به پرديكّاس رسيد و حمله او شديدتر گشت . طرفين بانهايت ابرام جنگيدند و تلفاتشان زياد بود . موقع بطلميوس بهتر بود ، ولى از حيث عدّه پرديكّاس برترى داشت . وقتى كه روز به آخر رسيد ، پرديكّاس محاصره را ترك كرده بار دويش برگشت و شبانه به طرف منفيس رفت . چون در اينجا نيل به دو قسمت شده جزيرهاى تشكيل مىكند ، پرديكّاس جزيره را محل امنى پنداشته خواست به آن درآيد ، ولى عبور از رود مشكل بود و آب تا زير چانهء سپاهيان ميآمد . در اين احوال پرديكّاس فيلها را در پهلوى ستون پياده نظام قرار داد ، تا فشار آب را كمتر كنند و سواره نظام را از طرف راست خود گماشت ، تا اگر آب رود سپاهيان پياده نظام را ببرد ، آنها را جمع كرده بساحل مقابل برسانند . صفوف مقدّم بسلامت بساحل رسيده بودند ، كه سانحهء عجيبى روى داد ، توضيح آنكه بستر رود عميقتر گشت و سپاهيان در خطر بزرگ غرق شدن افتادند . ديودور گويد ، كه جهت اين سانحه از زياد شدن آب نبود ، بل از اينجا بود ، كه پس از گذشتن صفوف مقدّم ، آبها و فيلها ميبايست بگذرند و آنها ماسهء ته رود را به حركت آوردند و رود عميقتر گشت . بهرحال در اينوقت پرديكّاس